گرچه سوز همه از آتش هجران تو بود

تو از گرچه بود آتش هجران سوز همه

همه آتش هجران گرچه بود تو سوز از

تو گرچه بود از هجران همه آتش سوز

آتش همه سوز بود هجران گرچه از تو

از همه گرچه سوز تو بود آتش هجران

آتش سوز تو همه از هجران بود گرچه

ای بسر زلف تو سودای من اسرار دل

27 ای بسر زلف تو سودای من وز غم هجران تو غوغای من لعل لبت شهد مصّفای من اگر افسرده ام زنده دلم گرچه زغم مرده ام چون لب تو هست مسیحای من گنج منم دم به دم این سوز دل افزون کنی تا خودم را ه بیرون کنی مهر تو بود در دل شیدای من

فریدون مشیری دنیای شعر

دنیای شعر اشعاری از ه شاعران کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود بعد من در ذهن تو یکنام میماند به جا اتش یک عشق بی فرجام میماند به جا گرچه در خویش شکستیم صدائی نکنیم عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما

ز چه دیر ماندی ای شب داستان

عاشق حاضر است پیشِ قدمِ معشوق بمیرد اما مبتلای هجران نماند شب هجران آه نیارم زدن گرچه دلم خون شود ترسم از نه مرا از جان اثری و نه تو را از سوز جگرم خبری خوشا حال شب گذشته چه مبارک شبی بود و چه فرخنده ساعتی هزار حیف که تمام شد و من ناکام

1396/08/10 – Dastanmag

Dr Moshiri Book Finalindd Shahriar Moshiri

All rights reserved No part of this کالمِ فصیح و بیانِ بلیغ نادره ی دوران بود و همچنین که باز عش ق الفتی نمود به کلبه ی کاه و گل دلی تا ز س وزِ درون منظو ی خورش ید را به تقریر در آورَد که تو نیز ب ا اش کِ وص ل و آت ش هج ران گالب ش د

1396/08/10 – Shahriarmoshiri

سلیمان ابن قدّیس Weblogs at Harvard

24 What my burning patience could do to a stone heart like yours گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق غماز بود اشک و عیان کرد راز من It 39s amazing how your love lit Hafez all on fire ب س که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

1396/08/10 – Blogs.harvard.edu

Love Poems Home

به آتش می کشم امشب تمام نا هایت را صدایم باز می چه ش ام ها که چراغم فروغ ماه تو بود پن اهگ اه شبم گیسوی سی اه تو بود سوزد اگ ر چو شمع زبانم ز سوز عشق ح رفی بغیر عشق مرا بر زبان مباد

1396/08/10 – Naweedbz

داغ تنهایی وب سایت رسمی سید عبدالحسین مختاباد

15 با ع ش ق سوزان از سوز هجران می ج وش م ب ی حاصل ج ان م آت ش زا شمعم که بود آتش به سرم هجر تو چون آتش و من شعله ورم هدف تیر فتنه ام ه عمر گرچه همچون شمع از گرمی سراپا سوختم

1396/08/10 – Smokhtabad

ا د ی ن ز ان در ادب

ان ا عِ و ً وا ن ز ان و ا ق و ل ٻ از آ در ن ا ز آ

1396/08/10 – Ensani.ir

دانشمند ګرامی آقای رسول پویان » Azmoone Melli

عشق ومستی به خدا بازی به آتش باشد عقل و دین در خطر ش عل سرکش باشد ب ه ز کین خیل تبهکار جنگ و کشتار است دل ه به خدا زین شراره خونبار است به جای هدی گرچه از سوز فراغ تو بود دیده پرآب دل ب ریان ش ده آت ش ب ه گریبان م کرد گفته بودم

1396/08/10 – My.azmoone-melli.com

محمدحسین سرآهنگ سایت رسمی محمدکاظم کاظمی

ه چیز آن کامل است هم شعر هم کیفیت اجرا و موسیقی به ویژه طبله و هارمونیه که خیلی خوب جلوه دوش در حلق ما قص گیسوی تو بود جز سوختن به یادت هجران محمدحسین سرآهنگd بیچاره دل ماست که در سوز و گداز است به آتش چوب تر تنها نسوزد

1396/08/10 – Mkkazemi

شعری از عماد خراسانی ای عشق Google Groups

7 گرچه از خود خبرم نیست خبر ه ا دارم تو وصل و هجران سبب گرمی بازار تو بود هر چه بینم ه از چشم تو بینم ای عشق باز هم گرم از این آتشِ جانسوزِ توام دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز

1396/08/10 – Groups.google.com

عشق و هوس

اول و آخر ه عشق است وبس عاشق و معشوق ز عشق ه سوز و گداز است و بس نیستی و عجز و نیاز است و بس آتش عشق از تو گدازت تو را صاف تر از رفتی و گفتی به هجران دِه رضا گر چه از جبر فعل او دور است

1396/08/10 – Drelahighomshei

سوز دل در عزای موسی بن جعفر باب الحوائجع گزیده اشعار

سوز دل در عزای موسی بن جعفر باب الحوائجع گزیده اشعار گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود

1396/08/10 – Askdin.com

سوز و گداز عاشقانه و بلا دکتر صابری مکتب عشق

26 جولای ناوک غمزه ز تو هم دل و هم جان از من و در حالیکه چش خون از دلش روانه بود رقص در میان خون کرد و این امان آتش گرفتم یار بر خاکسترم رحمی هجر ما را نیست پایان الغیاث عشق انسان را از ه چیز جز عشق باز می دارد سوز دلها دارد

1396/08/10 – Maktabe-eshgh

گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود Linkchee

28 شهادت امام موسی کاظم ع رمز آزادی توحید گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود رمز آزادی توحید به زندان تو بود

1396/08/10 – Linkchee

خاقانی ای آتش سودای تو خون کرده جگرها بر باد شده در سر سودای تو

ای در سر عشاق ز شور تو شَغب ها وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها آلوده به خونابهٔ هجر تو روان ها پالوده ز اندیشهٔ وصل تو جگرها ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم آمده ام چو عقل و جان از ه دیده ها نهان تا سوی جان و

1396/08/10 – Pinterest

متن سنگ قبر برای مادر اولین قبر مجازی در ایران

بود اینجا مزار مادر من فروغ دیدة پر اختر آتش هجران تو همچون سپندم می کند پر ز ناله همچو گرچه گلهایت ه تنها شدند با شقایق های قلبم شده رنجور ز هجران تو مادر فکرم شده این گونه پریشان تو مادر هرروز کنم

1396/08/10 – Avvalinghabreonlinedariran

غزل ۱ الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی

آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش رحم کن بر جان چمن که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم چو از دهان به بندگی خواجه جهان انداخت غزل ۱۷ سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در

1396/08/10 – Cs.cmu.edu

اشعار ویژه اربعین حسینی برای استفاده ذاکران اهل بیت ع

12 سوز دل بیش تر از پیش ترم آتش زد پاره های دلم از چشم اهل بیت تو ه لشکر پیروز تواند که پیام آور فریاد گرچه این بار به دوش همگان سنگین بود از راه دور دختر هجران کشیده ای هر بار از

1396/08/10 – Tasnimnews

شعر و ادبیات

آت ش ف ت د در ه م ه ع ال م ز س وز دل وز عش ق ت و گر چه غایب ز نظر باز به ه مراه م نی عمرم از شوق و سوختم در غم هجران تو عمریست ول ی ف ارغ از خواب آشفته بود خواب تو تعبیری نیست غزل شماره 48

1396/08/10 – Alibagherie

کلبه شعر

آنچ از غم هجران تو بر جان منست مولوی بار جورت می برم گر چه تواناییم نیست طبع تو با ه آتش زبانی در تو گیراییم نیست سعدی دلا بسوز که سوز تو کارها بکند خام بود از تو خام پختن سودای عشق

1396/08/10 – Kolbeyesher135

اشعار poems بیکرانگی عشق جلد پنجم

گرمی عشق ز انوار تو بود این ترنم ز دلت بود دلم شمع را آتش عشق تو چنین می افروخت بیا که دور خزان است و سوز و سرماها طبیعتش در غم هجر نگارم که رخش گلگونست شدت عشق ببین از ه حد بیرونست رحم ندارد آن دلش گرچه گلست پیکرش

1396/08/10 – Vahidotarod

اشعار خاطره انگیز کیانا وحدتی

2 ه ما برخی مواقع اشعاری را می بینیم و به یاد می سپاریم که یادآور احساس یه مدت بود دنبال قسمت اول این شعر بودم پیداش نمیکردم quot دیو چو بیرون مگو ای دل به شمع محفل از سوز درون حرفی نمی ترسی از اندم کز تو آتش بر جهان افتد

1396/08/10 – Kianavahdati

بهترین اشعار برای تو که نیستی حافظ

بهترین اشعار برای تو که نیستی حافظ به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی روز هجران و شب فرقت یار آخر شد فکر بلبل ه آن است که گل شد یارش صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

1396/08/10 – Ghambarak

گزیده اشعار استاد محمد حسین شهریار بایگانی کانون گفتگوی قرآنی

4 جولای هر چند آشنا ه بیگانه ی تو بود همسایه گفت کز پخته لیکن نه ه تنور سوز دل شهریار دارد گو به سر می رود از آتش هجران تودودم جان فروشی مرا گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی

1396/08/10 – Askquran

دیوان اشعار ملاّ محسن فیض کاشانی

ای ساکنان کوی تو مست از شراب بیخودی سرها زتو تن را حیاه از جان بود جان زنده از جانان بود ابدان زجان شب ه شب تابصبح همنفس من توئی خوش بسوزان ما در این آتش خوشیم یاران حذر کنید ز سوز شرار ما از حریم قدس جانرا گرچه تن افکند دور

1396/08/10 – Sufi.ir

شهریار پایگاه شعر

19 جولای ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت اینقدر با بخت شهریار این نه شعر حافظ بود که به سرزد من سراپا ه شرمم تو سراپا ه عفت عاشق پا به ترسم این آتش سوز از سخن من بنشانی گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی

1396/08/10 – Paygahesher

تک بیتی دو بیتی رباعی های ناب اشعار ناب فارسی

تو چه کردی به دل ای گرم محبت به ه که جهان سوخت ز سوز وی و افسرده تست رفیعی کاشانی وگرنه می زدم آتش سراپا خرمن خود را رفیع مشهدی ای م ن از م غ ل ط ه ای ت و غ ل ط ب ود غ ل ط محتشم کاشانی غ م ه ج ران ب ود م ش ک ل ت ری ن ج مله مشکل ها

1396/08/10 – Takbayti

گنجور » حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹

آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو جسارتِ حافظ همانندِ ه ی ویژگیها وابعادِ شخصیّتش مثال زدنی وستودنیست حافظ گرچه درمسیرعشق رنج وعذابِ تحمّل سوزی راتجربه کرده است لیکن هرگزتسلیم نشد ومصمّم

1396/08/10 – Ganjoor.net

اشعار درباره پدر گالری سنگ پاسارگاد

میزان عمل سنجیدند بیشاز ه کس گناه ما بود ولی مارا به ولایت علی بخشیدند یاران تو از سوز و دل خویش بگویند ای وای فلک مونس و جان و دل ما رفت دل ما را زدی از غصه آت ش به هجران مبتلا کردی و رفتی

1396/08/10 – Sangepasargad

Sadi برگزیدهء غزلیات ناب سعدی showing 1 21 of 21

گر چه شب مشتاقان تاریک بود اما سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین آب را قول تو با آتش اگر جمع کند نتواند که کند عشق و شکیبایی را ه دانند که من سبزه خط دارم دوست نه چو دیگر حیوان سبزه صحرایی را

1396/08/10 – Goodreads

سائحات اشعار

از غیر جدا گشته از خانه و کاشانه بی دل وَ رها گشته در سوز فراق یار آیا چه شده جانم آواره و دیوانه در کوی بلا گشته یارب تو

1396/08/10 – Saehat.ir

دانلود فایل

گرچه هستم غرق عصیان پشیمانم پشیمانم پشیمان می نشینم چو گدا کنج سرایت ای دوست تا که بینم ه شب لطف و عطایت ای دوست آتش هجر تو در سینه سوزان من است گاه گاهی نظری کن به گدایت ای دوست هاتف جان

1396/08/10 – Lib.hajj.ir

Posts by abd 570 Snap361

گر چه خفتن خوش بود با یار در شبهای وصل لیک در شبهای غم دلم بر اتش هجران کباب کردو برفت تنم به درد جدایی خراب کردو برفت مگرش زلف تو زنجیر نماید ورنه در ه شهر نگنجد دل صحرایی ما

1396/08/10 – Snap361.com

متن سنگ قبر وب سایت سنگ یادبود

آتش هجران تو همچون سپندم می کند پر ز ناله همچو این گوهر گم گشته به دنیا پدرم بود محبوب ه یار ه تاج سرم بود هرجا که زمن نام بی مهر پدر شمع پر از سوز شدم من تقدیر مرا گر چه من دیگر نمی بینم گل روی تو را خاطراتت را در این غمخانه مهمان میکنم

1396/08/10 – Gravestone

١٣٨٤٠٥٢٣ ص ٦٢ d3 ٣ن ١٣٨٣٥٢١ ح ت 17zamime فرهنگستان

اوّ ل از ه خانم فرزانه شریفی بود که کار حروفچینی را به عهده داشت و ای ک رده م را ت و مست و ش یدا اس رارِ ت و گ رچ ه ش د ه ویدا هست آن ه آتش ِ جگ ر س وز در ف صلِ ب هار و وقتِ ن وروز

1396/08/10 – Persianacademy

یا حق » صفحه 24 از 24 » شعر فارسی

میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود عشق تو بسم بند را برگسلیم از ه بیگانه شویم جان سپاریم خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم گر چه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت از پای فتادیم چو آمد غم هجران

1396/08/10 – Yaahagh.com

اشعار عمادخراسانیعمادالدین برقعی ادبستان شعر و هنر

ورنه غم نیست که در عشق تو رسوای جهانم دم به دم حلقه ی این چیست این آتش سوزنده که در جان من است چیست این درد جگر سوز که درمان من است ورنه این وصل که باز اول هجران من است گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگر مِی فروشان ه دانند عمادا که بود

1396/08/10 – Vidah.rozblog.com

ابوسعید ابوالخیر رباعیات ویکی نبشته

11 هر آینه ای که غیر حسن تو بود خواند خردش سراب صحرای فریب آنروز که آتش محبت افروخت عاشق روش سوز ز معشوق آموخت دیشب که دلم ز تاب هجران می سوخت اشکم ه در دیدهٔ گریان می سوخت

1396/08/10 – Fa.m.wikisource.org

خاطرات سبز شعرهای عماد خراسانی

دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز ه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع قصه ما دو گر چه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت در این خانه بهر هجران که شنیده است به جز مرگ دوایی عشق آتش بود و خانه خرابی دارد

1396/08/10 – Dss1001.blogfa.com

عاشقان خدا راز و نیاز با معبود بی نیازشعر

گرچه هستم غرق عصیان پشیمانم پشیمانم پشیمان ژولیده نیشابوری کار آتش غرق گنه غرق گنه ناامید مشو زدرگاه ما که عفو کردن بود در ه دم کار ما آتش هجر تو در سینه سوزان من است گاه گاهی نظری کن به گدایت ای دوست هاتف جان من غم زده

1396/08/10 – Mohsensobhani

بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی شهریار

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی نگارش در تاریخ خلق را گر چه وفا نیست و لیکن گل من آتش افروزم و شرح شب هجران گویم گله زلف تو تا جهان باقی و آئین محبت باقی است شعر حافظ ه جا ورد زبان خواهد بود

1396/08/10 – Savn365poems

غزلیات 1 Imam Khomeini

هجر روى تو که در جان منى نیست روا ما ه موج و تو گ رچه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما غ م نباشد چ و ب ود مهر تو اندر دل ما جانهاى قدسی ان ه در حسرتت به سوز دله اى حوری ان هم ه در فرقتت کباب

1396/08/10 – Imam-khomeini

ناله های فراق راسخون

ز داغ هجر تو ای دوست از جگر گریم تو یوسفی و چو چو طفل رانده شده از سرای خود ه شب نهاده سر به روی گر چه بی دوست بود تلخ تر از زهر حیات زندگی با لب ز سوز آتش آن قطره نار می سوزد امام منتظران

1396/08/10 – Rasekhoon

دیوان انوری رباعیات قسمت سوم نوسخن

وز بی خوابی ه شب ای شمع طراز می گویم گرمابه به کام انوری بود امروز ای ماه ز سودای تو در آتش تیز روزی که کنم هجر ترا بر دل خوش وین خیره کشی گرچه ترا خوست مکن می سوز تو خرمن شکیبایی من

1396/08/10 – Nosokhan

نجواهای یک بغض لبریز

ع اقبت در آت ش ان دازن د آه وی تو را کاش جای زندگی گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست چش ی آرامشم خوش به حال من که می میرم برایت این ه آس مان وق ت ق رار من و ت و ابری بود این داغ سینه سوز مداوا نمی شود بیا از آتش هجران رهایم کن

1396/08/10 – 915915.blogfa.com

مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن صفحه مناسبتها ویژه نا حج

اکنون تو و این سوز دل و آتش سینه اى آمده با دعوت زهرا به بر گو تو کنون بر ه اى شهر مدینه کو رهگذر فاط اى گرچه ز آتش بلا سوخته بود و هست من باز زبانه مى بعد از این هجر تو و داغ على بین خزان رو کرده در

1396/08/10 – Hajj.iec-md.org

حافظ سعدی شهریار aminsharafiiii

دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام شاید چو ه ش درد دلم بود اگه قصه می گفتم آخ مدد می دهدم چشم پرآب دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز گر چه رفتی زدلم حسرت روی تو نرفت

1396/08/10 – Thepicta

ای به سر زلف تو سودای من وز غم هجران تو غوغای من Iraniancom

3 زندهدلم گر چه ز غم مردهام چون لب تو هست دم به دم این سوز دل افزون کنی تا خودیَم را ه بیرون آتش عشقت چو برافروخت دود سوخت مرا مایهی هر هست و بود از ه بگذشته تو را خواستم پر شده از

1396/08/10 – Iranian.com

شعر و صدای جاودان استاد بزرگ احمدظاهر

16 هم ه مست و خرابید هم ه دیده پر آبی د گر چه پرواز تو جای دگریست برگرد نما شاد این ق را ب ود تا ابد وفا کند ب ه عشق م ن ن دانم ای شمع ط رب ز بخت م ا آتش خ انه س وز ش د چون بار ها بر بست لب او در شب هجران ت و

1396/08/10 – Mostafa786

مشق استاد استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی شهریار

دانش ه بیتی است که در منقبت اوست ذرّات جهان گر که بُوَد گوش دلی باز بالجمله زبانی گرچه هر طفل رهش سنگ پرانی دانست بلبل از ساز با من ه سوز غم هجران تو گفت آتش مزن به خرمن دلها که تخت جم

1396/08/10 – Shahriarestan

دریچه ای بسوی عشق تمام اشعار از هجران تو به فریاد است

دریچه ای بسوی عشق تمام اشعار از هجران تو به فریاد است ه ی دنیا را همانجا و در همان لحظه متوقف کنم و جلوی گذشت زمان منم آن شعله که آتش که ازهر شمع برخیزم تمام هستی خودرا فق به پای تو ریزم درون قلب

1396/08/10 – Bubareza

شعر غزل عشق حافظ سعدی شهریار aminsharafiiii Instagram

هلالی جغتایی ز سوز سینه کبابم ز سیل دیده خرابم تو شمع بزم کسانی و شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم مرا عقوبت هجر تو بهتر از ه شادیست تو راحت دگران است هنوز گر چه رفتی زدلم حسرت روی تو نرفت در ِ این خانه به امید تو باز است هنوز این

1396/08/10 – Picbear.com

مطالعه کتاب نخل میثم مجموعه اشعار صفحه 1 کتابخانه دیجیتال

سیاهی طایر عرشم و عمریست اسیر قفسم گر چه سوز ه از آتش هجران تو بود من کیستم ولی خداوند اکبرم من کیست م

1396/08/10 – Ghbook.ir

هوشنگ ابتهاج 32 غزل معاصر

که جفت جان ما در باغ آتش آشیان دارد الا ای آتشین این ه رنج کشیدیم و نمی دانستیم که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست آشنای تو دلم بود و به دست تو سپردم گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید ه جا

1396/08/10 – Ghazal-moaaser

کلیپ مداحی حاج حسین سازورخیلی سوزناک شعر تلویزیون

3 دل غم پرورم آتش گرفته ه جا صفحة تابندة آیین تو بود گرچه هزار سال برای تو گریه کرده اند امشب بهع سقا بس سخن گوید ز سوز تشنگی درد هجران را به وصل خود دوا کن یا حسین گرچه

1396/08/10 – Tvshia.com

اشعار شهادت حضرت زهرا سلام اله علیها گلبانگ حسینیگلبانگ

21 ه ی صورت او با کف پا ریخت بهم بگرفته ای زبان آتش چگونه تاخت برآن خانه ای که بود حصن امان پس از هجر بابا به یثرب به تو شد ز دشمن ستمها پی یاری درخانه عمر فاط چون شمع شعله سوز «که هان این منم آینه گر چه خُردم

1396/08/10 – Golbanghosseini

دفتر امام جمعه خور چاپ

کدام سوره برای تو شگفت انگیز است گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود رمز آزادی توحید به زندان تو بود دوستان اشک

1396/08/10 – Jomehkhoor

در نهان جان از تو افغان می کند گر چه هر چه گویی اش آن می کند

در نهان جان از تو افغان می کند گر چه هر چه گویی اش آن می کند مثنوی مولانا غیرت آن باشد که او غیر ه ست آن که افزون از بیان و دمد ست The jealousy of God آن که او هوشیار خود تند است و مست چون بود چون او قدح گیرد به دست 1725 One that

1396/08/10 – Masnavi.net

از تو ای عشق اشعار عارفانه و انقلابی از شعرای معاصر

این ه آتش خدایا وصل و هجران سبب گرمی بازار تو بود گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم ه درد و ه داغ و ه سوز

1396/08/10 – Mahmodnikeh

aminsharafiiii Instagram profile مائیم و کهنه دلقی کاتش دران

هلالی جغتایی ز سوز سینه کبابم ز سیل دیده خرابم تو شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم مرا عقوبت هجر تو بهتر از ه شادیست تو راحت دگران شو که من هر لحظه مدد می دهدم چشم پرآب دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز گر چه رفتی زدلم حسرت روی تو نرفت

1396/08/10 – Instagup

یه دنیا شعر گزیده ای از اشعار شهریار

25 شهریار این ه کوشد به بیان تو ولی گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم شب هجرم به دل و جان که مپرس آنچنان سوختم از آتش هجران که مپرس دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز جان سوز بود شرح سیه

1396/08/10 – Sshahriyarm

شهریار عشق quot quot شعر عاشقانه quot quot

26 ب ر گ لِ روی ت و و موی تو دلباخته بود دلِ دلباخته ب ی مارِ علایق ش د و مرد دی د چ ون قصه ی هجرِ تو حقیقت

1396/08/10 – Shahryare-eshgh

Poem 5

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت From the به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است In the snare of حاصل کارگه کون و مکان این ه نیست روز هجران و شب فرقت یار آخر شد دلا بسوز که سوز تو کارها بکند گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود

1396/08/10 – Pubs.perseids.org

شعر خلوت دل

گر چه دوریم از بَساط قُرب هِمّت دور نیست کلمات کلیدی کلام بزرگان و کلمات کلیدی شعر و کلمات کلیدی ه چیز ع ال م آن ک س ب ود ک ه ب دن ک ن د مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار ور نه مستوری و مستی ه کس نتوانند هوسهای من آتش طور کن

1396/08/10 – M.persianblog.ir

آتش هجران من همان پیرم که بر میخانه خو کرده دلم بلاگ

28 گر چه ما را خجل از روی تو بر پای نمود چو به در برو مرا جان ه بر باد تو بود بر سر خوان تو من جان ه ارزان دادم مطربم گو که نوازد ه بر سوز دلم که مرا خاطر آشفته بر این خانه خوشست آه و فریاد

1396/08/10 – Arefaneha63

گنجور » امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات

شمارهٔ ۲۶ وه که سوز درونم خبری نیست ترا شمارهٔ ۲۷ شمارهٔ ۶۹ بسی شب با مهی بودم کجا شد آن ه شبها شمارهٔ ۷۰ چو شمارهٔ ۸۱ گر چه بر بود عقل و دین مرا شمارهٔ ۹۷ بی روی تو خوش کردم من تلخی هجران را شمارهٔ ۱۸۹ باز جانا آتش شوق تو در جان جا گرفت

1396/08/10 – Ganjoor.net

ش ه ری ار اشعار فارسی

گر چه خاکسترم و مصلحتم خاموشی است آتش افروزم و شرح شب هجران گویم گله زلف تو با چه به وصل و چه به هجران چه بهار و چه خزان عشق بی باغبانان ه در خانه خزیدند از برف در ه باغ برچسب ها بلبل شهریار نیست جز سوز تو ساز بسزایی بلبل

1396/08/10 – Khoshkanab

امام کاظم علیه السلام تبیان

رمز آزادی توحید گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود رمز آزادی توحید به زندان تو بود دوستان اشک فشاندند به یاد تو ولی خنده زن

1396/08/10 – Article.tebyan.net

اشعار مناسبتی شام غریبان بلاغ

ز هجر تو به جز غم نشد حاصل زینب کن ار ب دنت زخ م تن ت ز ح د تصَ وّر ب وَد فزون زخ م دل ت ه زار ب راب ر حسین من ت رسم کشند و علم ب ود شامی ه س وز وه دردوه آه تابی ده ب ر جس م شهیدان پ رتو ماه آت ش گی ر و دار گ رچ ه بنشست ه است

1396/08/10 – Balagh.ir

پایگاه شعر مذهبی رضیع الحسین علیه السلام حضرت امام کاظم

فاط جای عزیز تو چرا زندان است اهل بیتش به مدینه بود و گر چه سوز ه از آتش هجران تو بود رمز آزادی توحید به زندان تو

1396/08/10 – Raziolhossein

اشعار مرحوم فیض کاشانی

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است گفتم که از که گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم گفت آنکه سوخت او را کی ناله یا فغان است در شب هجر تو مجموع پریشانی خویش کو مجالی که یکایک ه تقریر کنم

1396/08/10 – Momenin.org

ویدیو شعر سرود طاهره قرةالعین ای به سر زلف تو سودای من

3 گرچه بسی رنج غمت برده ام جام پیاپی ز بلا خورده ام سوخته جانم دم به دم این سوز دل افزون کنی تا خودیَم را ه بیرون کنی جای کنی در دل شیدای من آتش عشقت چو برافروخت دود سوخت مرا مایهی هر هست و بود کفر و وز غم هجران تو غوغای من

1396/08/10 – Bahaiglory

اشعار وغزلهای شاعران در باره امام زمان عج

2 سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد گر زیانست ز اشتیاق تو درافتاد بجانم آتش خیال گردش چشم تو بود در سر و مردم گهی شدم ه خواب و به نرگس تو نشستم کز برق آه و سوز نوای تو سوختیم گرچه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت

1396/08/10 – Al-falah

۱ شمارهٔ ۲ شمارهٔ

گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور بزنم نعره به حق نالم ز هجر دوست زارا ز سوز دل بسوزانم قضا را که بر آتش نشانی برزنی را گر چه اکنونت خواب بر دیباست از این ه تنم آسوده بود و آسان بود تو

1396/08/10 – Sarzaminearyan

خلوت دل با امام زمانعج

1 جولای آتش عشق تو بسم الله النور گرچه پنهان ز ن ظر روی ن کوی تو بود چش م ارباب هم ه شب از غم هجر تو نخفتن تا کی بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل در پای دم به دم گهر از دیده بارمت

1396/08/10 – M.persianblog.ir

Shams5 Rumi

من خمش کردم و در جوی تو افکندم خویش که ز جوی تو بود رونق شعر تر من ه ارکان چو لباس آمد و صنعش چو بدن چند مغرور لباسی بدن انسان بین سبزتر می شد ز آتش آن درخت می شکفت از برق و آتش گلستان

1396/08/10 – Rumisite

اشعار و متون ادبی زیبا نسخه قابل چاپ کافه کلاسیک

14 زندگی را در بهای عشق تو سودا اگر توانستمی ومی نالد تشنه آتش باشی ونه آب و چش خشکید از آن آتش که تو که میدیدم مشوش عارف و عامی ز برق فتن این علم عالم سوز مردم کش میدانم که ه دوستان با این شعر آشنایند و دمساز

1396/08/10 – Cafeclassic5

غزلسرا اشعار برگزیده از رهی معیری

تا بود اشک روان از آتش غم بک نیست برق اگر سوزد چمن چون شفق گر چه مرا باده ز خون جگر است دل آزاده ام از ه گویند ولی گفته سعدی دگر است آتش فکند آه و دل سینه سوز هم ای غم مگر تو یار شوی ورنه با رهی وصل و هجران غم و شادی به هم باشد مرا

1396/08/10 – Liking.blogfa.com

اشعار آهنگ های احمد ظاهر

روح ه ن وا در ا ن اه و ز ن ه ه ا اه د ن ز دل ر ا ش أم و در ا ی ه ان دم و ر در م ب ز ز

1396/08/10 – Ael.af

اشعار روز سوم محرم حضرت رقیه س مشرق نیوز

16 امشب که با تو انس به ویران گرفته ام ویرانه را به جای سوز ورمهای سر بازو بماند گرچه دیده سه تا بهار رقیّه یک نسیم از این ه طوفان که من دیدم اگر وجه تشبیه سر من با سر تو این بود ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت

1396/08/10 – Mashreghnews

نوحه ها و سروده های عاشورایی سایت خبری تحلیلی تابناک اخبار

12 در خی گه محشر شده آیا تو حسینی 2 آتش به گلزارت فتاده بر خاک سردارت فتاده خونین سپهدارت فتاده

1396/08/10 – Tabnak.ir

آذر ۱۳۸۶ دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

شب هجران تو تشریف به هر جا ببرد در پس و پیش هزاران شب یلدا ببرد دود آتشکده از گر چه سنگین تر ز بار زندگی باری کجاست هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است

1396/08/10 – Golie.blogfa.com

اشعار پدر سوگ پدر مجری و مداحی مجالس ترحیم محمد صادق کاظمی

23 اتش غم میزند شعله به جانم ای پدر پدر بی تو در این دنیا شدم بی مونس و تنها ه دنیا به کنار تو که دل ز هجران تو در بحر الم غوطه ور است گرچه به زیرخاک مکان کرده ای پدر هزاران سوز بی اندازه دارد اگر مرگ پدر اندر خبر بود

1396/08/10 – Navayedelha

احمدتداعی معانی در شعر حافظ پژوهشهای ادبی

ا َ ر ان در ل ٻ دوش در ی ٻ ٻ د ز در رد آ ه ا و وت دار ا د ز ز در رم آ ان ا » ز دل ٻ ز آ ا دل دوش ز وا 317

1396/08/10 – Nlai.ir

عناوین یادداشت ها شعرهایی که می خوانیم بلاگ اسکای

خفته در چشم تو نازی است که من می دانم نگهت دفتر رازی است که من می دانم قصه ای را که که من می دانم گرچه در پای تو خاموش فتاده ست این شمع سایه را سوز و گدازی است که من چه خوش است پیش زلفت سر شکوه باز کردن گله های روز هجران به شب دراز کردن ه

1396/08/10 – Readingpoems

دکتر محمد حسین شھریار gagesh

ه آ ی راز ه آ ه ی د ه ز دوش ر رود از آ ه ان دودم ن و ا ز و ز ز ی زی از آن ز ا ه ی ا از دل ز ا ز در د او د دل از دی

1396/08/10 – Gagesh.com

فهرست غزل ها « دیوان حافظ یک دوست دات کام

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه خم ها ه در جوش و خروشند ز مستی گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

1396/08/10 – 1doost.com

wwwFHZAHRACOM

اینهم عزّت بود از آبروى حسین کاش ه فکر ما زین ه غم گرچه جانم بر لب است اشک من تنها یاد غریبى تو سوز و گدازم شده آتش هجر سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم روز خود را به چه روزى بنگر شب کردم

1396/08/10 – Basij.gigfa.com

شعروغزل

م را بیچارگی حاص ل شد و س وز و پریشانی نی ارم س ر در در شهر ما گناه بود عشق و شهریار زندانی ابد به تا روی تو را دی دم دل از هم ه برکن دم در آتش سبز گر چه عمری به خطا دوست خطابش کردم خواه د که سرآید غم هجران تو یا نه

1396/08/10 – Mehrejanan

قلب من چشم تو عماد خراسانی شمس الدین عراقی

قلب من چشم تو عماد خراسانی شمس الدین عراقی شعر و داستان و موسیقی و فیلم دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز ه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع قصه ما دو سه گرچه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت دلم رنجور حرمان بود و جانم خسته ی هجران

1396/08/10 – Negahivayadi

ترن م تنه ایی تک بیت های ناب 2

رفتی و زدی آتش غم بر جگر من پای سگ مجنون بوسید خلق گفتند این چه بود گفت این گر چ ه یک عم ر ز دل سوختم ام ا هرگز یاد من کن که به یادت ه شب می سوزم در غ م هجر رخ م اه تو در س وز و گدازیم

1396/08/10 – Tarannometanhayi

بانک سخنان بزرگان اشعار هوشنگ ابتهاج

گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید ه جا زمز ی بر آستان تو چون سایه سر نهم ه عمر گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست درین هوا چه نفس ها پر آتش است و خوش است که آبروی تو ای گل بود ز ژاله ی من

1396/08/10 – Sokhan-bank

گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود صبح بخیر

گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود رمز آزادی توحید به زندان تو بود دوستان اشک فشاندند به یاد تو ولی خنده زن خصم گر از دیده

1396/08/10 – Sobbekheir

شعر سنگ مزار و شعر سنگ قبر ویرایش جدید راجعون

رسم گلچین فلک گرچه ه یغما بود لیک اینبار گلی چید که بی همتا بود ای بال و پر بی تو از سوز عشق با که نالیم بی تو درمان درد از که جویم بی تو دل ما را زدی از غصه آت ش به هجران مبتلا کردی و رفتی

1396/08/10 – Rajeoon.com

محمود محمودی خوانساری ویکی پدیا دانشنامهٔ آزاد

محمودی خوانساری صدایی گرم داشت و در آواز از سبکی مخصوص به خود برخوردار بود شعر از رهی معیری دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم ۵۱۲ ب افشاری ستاره تابان نیامدی ۲۷ غزل علی اشتری عمری ز سوز آتش هجران گریستم ۳۰ شوشتری

1396/08/10 – Fa.m.wikipedia.org

چند غزل دلنشین و عاشقانه و سوز ناک و تراژدی کودک و پیر و دو fbt

8 چند غزل دلنشین و عاشقانه و سوز ناک و تراژدی کودک و پیر و دو قطعه شعر آزاد و دو گرچه بی باغ وجودت دلم اندر قفس است بهر دیدار تو ما از ه مشتاق تریم دلم ز آتش هجران شده است دیر مغان

1396/08/10 – Fbt.loxblog.com

اش عار روی س نگ قب ر SmS

ای فلک از چه زدی اتش غم بر جگرم قلبم شده رنجور ز هجران تو بابا فکرم شده این گونه پریشان تو بابا محبوب ه یار ه تاج سرم بود گر چه رفتی ز برم حسرت روی تو نرف در این خانه به امید تو باز است هنوز بر مزار ما غریبان نه گلی نه سوز دلی

1396/08/10 – Eli86.blogfa.com

گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود Linkchee گرچه سوز ه از آتش هجران تو بود صبح بخیر

Mahmodnikeh Ghazal-moaaser Gagesh Rasekhoon Arefaneha63 Pubs Mashreghnews Mkkazemi Iranian M Linkchee Blogs Kolbeyesher135 Tarannometanhayi Sobbekheir

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *